Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 7 تیر ماه سال 1387

نه از آغاز چنین رسمی بود

و نه فرجام چنان خواهد شد

که کسی جز تو، تو را دریابد

تو در این راه رسیدن به خودت ، تنهایی

ظلمتی هست ، اگر

چشم از کوچه یاری بردار

و فراموش کن این کهنه خیال

نور فانوس رفیقی که تو را دریابد!

دست یاری که بکوبد در را

پرده از پنجره ها برگیرد ، قفل را بگشاید

کوله بارت بردار

دست تنهایی خود را تو بگیر

و از آیینه بپرس

منزل روشن خورشید کجاست؟

شوق دریا اگرت هست روان باید بود

ورنه در حسرت همراهی رودی به زمین خواهی شد

مقصد از شوق رسیدن ، خالیست

راه ، سرشار امید

و بدان ، کین امروز

منتظر فردایی ست

که تو دیروز در امید وصالش بودی

بهترین لحظه راهی شدنت ، اکنون است

لحظه را دریابیم

باور روز ، برای گذر از شب ، کافیست

و از آغاز ، چنان رسمی بود

که سرانجام چنان خواهد شد........

از کیوان شاهبداغی